تبليغاتX
شوک و صبح فشافویه

شوک و صبح فشافویه

نشریات دانشجویی دانشگاه حسن آباد

 

اگر بار گران بودیم و رفتیم

                   اگر نامهربان بودیم و رفتیم


 

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 15:52  توسط مهشید 

شما چه پرنده ای هستید ؟!؟!؟

 

     اول فروردین تا ۲۵ فروردین " شاهین "

مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید . مدیر و مدبر .

 

     ۲۶ فروردین تا ۲۲ اردیبهشت " مرغابی "

برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید ‌٬ اما با این حال برای شما هدف ٬ وسیله را توجیه نمی کند . گاهی بی دقت می شوید ٬ بنابراین ضررهایی می بینید .

 

     ۲۳ اردیبهشت تا ۱۹ خرداد " قمری "

طبیعتآ آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و به ندرت از آن خسته می شوید . بردبار ٬ سازگار و در عین حال جذاب هستید .

 

     ۲۰ خرداد تا ۱۶ تیر " عقاب "

شخصیتی بسیار محترم دارید . هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید . بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید .

 

     ۱۷ تیر تا ۱۳ مرداد " بلبل "

معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید . هرچند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد !

 

     ۱۴ مرداد تا ۱۰ شهریور " مرغ ماهیخوار "

شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق " رویارویی " است و از این کار لذت می برید .مهمترین مسائل پیرامون خود را به مرور و خونسردی حل و فصل می کنید . بسیار حساس  و تیزهوشید.

 

     ۱۱ شهریور تا ۷ مهر " قو "

همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید . با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید . به ندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.

 

     ۸مهر تا ۵ آبان " دارکوب "

سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا . برای حمایت از ایده های و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید . برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید اما این فقط ظاهر شماست !

 

     ۶ آبان تا ۳ آذر " بازکوچک "

ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید ! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و از آنچه در اطرافتان می گذرد  ٬ آشفته و مضطرب نمی گردید .

 

     ۴ آذر تا ۲ در " کلاغ "

به غایت گیرا ٬ پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش ٬ در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زبردست می باشید . عاشق رقابت بوده و از طبیعت و جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید .

 

     ۳ دی تا ۳۰ دی " حواصیل "

جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید. در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ٬ اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید .

 

     ۱ بهمن تا ۲۸ بهمن " سینه سرخ "

شما یک درونگرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید . بسیار خانواده دوست هستید ٬ اگر چه گاهی کمی ستیزه جو می شوید .

 

     ۲۹ بهمن تا آخر اسفند " سهره "

زرنگ ٬ حساس و گوش به زنگ هستید . ذاتآ فردی اجتماعی و خونگرمید ٬ چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند . منظم و اهل ورزش هستید .

 

    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 19:2  توسط مهشید 

 

يک داستان بسيار بسيار زيبا و تکان دهنده 
 

--------------------------------------------------


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 18:7  توسط مهشید 

طنز !!!!

 

  تحقيقات محلي عروس خانم اصفهاني


موضوع : تحقيقات محلي براي بررسي شرايط داماد

 مكان: يكي از محلات قديمي اصفهان

 زمان : صلات ظهر

 خ.ع = خانواده عروس

 ه = همسايه داماد

 

 

 

خ .ع: ببخشيد ما در موردي يه امري خيري خِدمِت رسيديم ميخواستيم يه اطلاعاتي در موردي اين همسايه بغليدون بيگيريم بيبينيم چه جور آدمايي هستن ؟

 

ه : والا خيلي آدمهاي محترمين ! پِسِرشونم بِچهِ اي خوبيِس اما اِگه اين سيگاره رَم نيميكشيد ديگه نوري علي نور بود !

 

خ.ع: ببخشيد !! مگه دوماد سيگارم ميكشن ؟!!

 

ه: سيگار كه نه !! اما خوب شوما حَساب كن بعدي يه بس تِرياك ، خوب يه نخ سيگارم ميچسبید !!

 

خ.ع:  اِ  !! مگه دوماد ترياكيند !!

 

ه: ترياكي كه نه اما خوب وقتي آدم صپي اولي وخ (صبح اول وقت) بعدي يه شب بيداري خسته و هلاك اِز دزدي مياد خونه خوب يه بس ترياكم ميچسبد !!!

 

خ.ع: دزدي ؟!!! دوماد دزدم تشريف دارن ؟!!

 

ه: دزد كه نه ! اما خوب خرجي خانوم بازي و عرق خوري و اينا بايد از يه جايي در بياد ديگه !!!

 

خ.ع: خانوم باز  ؟!! عرق خور ؟!!!

 

ه: نه به اون صورِتي كه شوما فكر ميكونين !! اما خوب اين آقا دوماد اِز وقتي كه رَف حبس تو زندان با يه سري لات و لوت و دزد و چاقو كش و كلّاش آشنا شد خوب اونام زيري پاش نيشستن ! والا خودش بچه يي خوبيِس !!!

 

خ.ع : زندان ؟!!!!

 

ه: زندان كه نه !! اما خوب جوونند و جاهل ديگه شانس اُورد خونواده مقتول رضايت دادن اِگِه نه حالا حالا تو حبس بود شايدم دارش ميزدن !!

 

خ.ع : مقتول ؟!!!! قتل هم كردن ايشون ؟!!

 

ّه: قتل كه نه ..... اصن ولش كون به ما چه!! آدم خوب نيس پش سري مردوم صفه بزارِد . بخصوص در امري خير !! اين يخده (يه خورده) ايرادو  دارِد اما رو هم رفته بچه اي خوبيس !!!


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 18:57  توسط مهشید 

 

مراحل چهارگانه آماده سازی یک تحقیق یا پروژه دانشگاهی در ایران

 

 

۱ .CTRL + A         select all

2 . CTRL + C                copy

3 . CTRL + V              paste

۴. CTRL + P                print 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 20:5  توسط مهشید  | 

تفاوت دوست واقعی و دوست معمولی ؟!؟؟!

 

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار مي کنه

يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز مي کنه و از خودش پذيرايي مي کنه

 

يه دوست معمولي هرگز  گريه تو رو نديده

يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه

 

يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه

يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره

 

يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره

يه دوست واقعي زودتر مياد تا تو آشپزي بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

 

يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني

يه دوست واقعي مي پرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟

 

يه دوست معمولي ازت مي خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني

يه دوست واقعي ازت مي خواد که مشکلاتت را حل کنه

 

يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي مي شه دوستي رو تموم شده مي دونه

يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ مي زنه

 

يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره .

يه دوست واقعي مي خواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني


 

حالا تو خودت رو براي دوستای صمیمیت بين کدوم يکي از اين 2تا ميدوني ؟!؟


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 0:55  توسط مهشید  | 

تاسوعا و عاشورای حسینی !!!!

 

حسین بیش از "آب" تشنۀ لبیک" بود، افسوس که به جای افکارش،

زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگترین درد او را تشنگی

معرفی کردند  !!!!

                                                       ( دکتر شریعتی )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 11:41  توسط مهشید  | 

سخن گهربار دکتر شریعتی !!!!

 

دکتر شریعتی :

 

دموکراسی می گوید : رفیق ‌٬ حرفت را خودت بزن ٬ نانت را من می خورم !

مارکسیسم می گوید : نانت را خودت بخور ٬ حرفت را من می زنم !

فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ٬ حرفت را هم من می زنم ٬ تو فقط برای من کف بزن !

اسلام حقیقی می گوید : نانت را خودت بخور ٬ حرفت را هم خودت بزن ٬ من برای اینم که به

 حق برسی !

اسلام دروغین می گوید : تو نانت را بیاور بده به ما ٬ ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو

 حرف بزن ....... اما درآخر حرفی که ما می گوییم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 0:24  توسط مهشید  | 

بسی رنج بردم در این نیم ساعت !!!!!!!

 

به کلِّ زمین و همه. آسمان
تو گر بنگری نشنوی اینچنان
که اسمش فشافویه در راه قم
شوی بار ِ اول به راهش تو گم
اگر تیز باشی و زیرک چو من
بیابی در آن کوه و تیه و دمن
مکانی پر از مورچه و خرخاکی
که هر یک ز هیکل به مثل ِ راکی
که در بینشان گاه و بی گاه ، اِی
تو می بینی انسان. مپرسم که کی
به ظاهر که هستند دانش پژوه
به دنبال علم ، آن طرف ، پشت کوه

تنی چند از ساکنانش رفیق
که این دوستی از ته ِ دل عمیق
یکی اسم، فرهاد و رسمش شجاع
که کوه ِ مرامش بلند ارتفاع
چه بسیـــار خوشحال و بسیــــار شاد
(همیشه به خنده شود از تو یاد)

و این جاست نزدیکِ قبر کلین
بگفتم واسه قافیه با (حسین)
که غوغاست قدّش برای همه
بگویم دومتر بلکه گویی کمه
درستش زدی حدس تو ای هوشــــیار
همان خسروی ، مردِ این روزگار
که روحش لطیف است و بسیار ناز
سخن گفتنش دلنشین همچو ساز

یکی هست سخن گفتنش بی هراس
ز نیش زبانش همه آس و پاس
ولی بی حضورش یه چیزی کم است
به راستی که بی ارشیا ماتم است

ز (کانون) و آغاز آن بشنو حال
که از روز ِ اول شده چند ســـال
بدیدم مجید و همه دوستان
که آغاز کردند رهِ پادیان

امیرک همان مردِ بی ادعا
که انگار با مهره. مار و دعا
به سرعت دل عاشقان را ربود
شود کور چشمِ بخیل و حسود
ز قلک شروع کرد و این روزها
به شعرش زده طعم آن سوزها
ز مرگ و نبودن کنون دم زند
به وبلاگ خود طعم ماتم زند

یکی دیگر از مردمان غیور
همان پاتریس است پر از حال و شور

یکی (خوش روش) نسترن نام ِ او
وب ِ پادیان زنده با گام ِ او

ز مریم چه گویم که من با زبان
توانم که هرگز کنم وصف آن
نویسنده و شاعر و با جنم
الهی که از وی بود دور غم


همه، رنگ ِ وبلـــاگهاشان سیــــاه
به جز یک دو تا، با کمی سوز و آه

الهه، رفیق ِ همان پورامیر
بوَد سبک ِ وبلاگ ِ وی بی نظیر

رزیتای همتای رز ِ عزیز
الهی شود دشمنت ریـــز ریــــز
ز شور و ز حال و ز عشقت همه
دوصد بار هم باز گویم کمه !

ز مهشید آخر چه گویم خدا ؟!
همان که زنندش (صفدر) صدا
خدایی که سرشار ز خلاقیت
الهی همیشه تنت عافیت

خلاصه فشافویه ای های ما
پر از عشق و حال اند و شور و صفا

( شاعر محترم : جناب اقای احسان هاشمی )

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 20:45  توسط مهشید  | 

 

چند قانون کاربردی

 

قانون گاو

 

 

 

گاو سرشو می‌اندازه پایین و کار خودشو انجام میده، کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمی‌کنه، چون بهترین شاخ زن‌ها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند.

برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که "الان ساعت ملاقات هست؟" یا این که "می‌تونم برم تو؟" اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه، نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را می‌گیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازی‌ها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه می‌کنند، وقتی شما بی‌توجه به همه‌ آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار می‌روند یا افراد مجبور میشن خودشونو با شما وفق بدن.

 

                                        قانون سگ

 

 

 

سگی شما رو دنبال کرده و شما فقط یه قرص نان دارید، اگر کل نان را جلوش بندازید، زود می‌خوردش و بعدش به شما حمله می‌کنه، پس بهترین کار اینه که نان را تکه تکه بهش بدین تا زمانی که به جای امنی برسید.

مثلا می‌دانید که طرح یک پروژه یک ماه طول می‌کشه، اما اگر به کارفرما بگویید یک ماه، شاکی میشه و فحش میده، شایدم رفت و کار را داد به یکی دیگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحویل می‌دهید. مثلا هفته اول سایت پلان، به همراه پلان اولیه، هفته دوم پلان نهایی و الا آخر! اینطوری طرف شاکی نمیشه که هیچ، کلی هم ذوق می‌کنه که تو جریان پیشرفت کار قرار داشته!

                           قوانین خر

 

 

قانون اول:

هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.

نتیجه گیری: در دبیرستان می‌گفتند که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!

 

قانون دوم:

هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا از گرسنگی بمیرد!

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.

 

قانون سوم:

هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 16:39  توسط مهشید  | 

عید غدیر خم مبارک !!!

 

هرچه بادا باد !

امشب من به می لب میزنم  ،

دم زنان نام خوش حیدر میزنم  ،

می که ما می گوییم الطاف علی است ،

مستی این می فقط یک یا علی است .

 

یک هزار آینه از جنس دعا ، در شب عید خدا ، همه تقدیم شما

این عید بزرگ امامت ، عدالت ، وحدت و حقانیت بر تمام شیعیان جهان مبارک باد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 18:28  توسط مهشید  | 

!!!

 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...

 

 

 یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

 

  

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

 

  

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

 

  

یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!

 

 

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!

 

  

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

 

  

یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!

 

 

یک تقویت کننده  فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!

 

 

یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:48  توسط مهشید  | 

سیاست یعنی چی ؟!؟؟!؟!

 

روزی یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش میپرسه :

پدر جان !  لطفآ برای من بگین سیاست یعنی چی ؟

پدرش فکر میکنه و میگه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی .

تو خونه من حکومت هستم  چون همه چیز رو من تو خونه تعیین می کنم ...

مامانت جامعه هست چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه ...

کلفت مون ملت فقیر و پابرهنه هست چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره ...

تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی ...

داداش کوچیکت هم که دو سالش هست نسل آینده است.

امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای گریه برادر کوچیکترش از خواب می پره . میره به اتاق برادر کوچیکترش و میبینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و پا میزنه .

میره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار میکنه مادرش از خواب بیدار نمیشه .

 میره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه اما میبینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .... ؟؟؟

میره سر جاش و می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار میشه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه : پسرم ! فهمیدی سیاست چیست ؟

پسر میگه : بله پدر . دیشب فهمیدم که سیاست چی هست .

سیاست یعنی اینکه حکومت روی ملت فقیر و پابرهنه سواره در حالیکه جامعه تو خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه در حالیکه نسل آینده داره توی خرابی خودش تقلا میکنه !!!!!!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 12:25  توسط مهشید  | 

از سر تا پای یک پسر خفن امروزی !!!!!!

 

برای اینکه خودتونو  به یه پسر خفن امروزی تبدیل کنید کارای زیر رو مرحله به مرحله انجام بدید

 :

اول میرید از تو اتاق خواب مامان جون یواشکی موچین و چند تا کرم بر می دارید . بعد از رو یکی از عکسای مامان ابروهاتونو درست می کنید . چون ابروی بیشتر پسرارو با پاچه ی بز پیوند زدن درنتیجه باید نصف ابرو رو بردارید به طور خیلی ضایع هر چی ضایع تر بهتر .  بعد یه تیغ بر می دارید ۲-۳ تا خط عمودی میندازید تو ابروهاتون که مثلا آره داداش ما این کاره ایم و تو دعوا وقتی داشیم یکی رو از ساختمون پرت می کردیم این بلا سرمون اومده   آب زررررشک      (حالا خوبه شلوارشونم نمی تونن بکشن بالاها ادعای دعوا کردنم می کنن) .  بعد کرمارو قاطی می کنید یه چیز مزخرفی در میاد اونو بمالید به صورتتون تا پوستتون یکم از حالت اسکاچی در بیاد  . (البته قبلش ریشو میشو سیبیلو بزنید بهتره )  .

حالا با استفاده از تف و چسب مایع و روغن لادن و اتو مو موهاتونو رو به هوا نگه دارید.هر قسمت از مو به یک سمت بره . ضایع ترین مدلی که می تونیدو درست کنید تا بیشتر خوشگل شین  .

یا می تونید دستتونو بکنید تو پریز برق تا زود زود موهاتون درست شه .

بعد برید و یکی از تی شرتایی که ماله کوچیکیاتون بوده رو بیارید(هر چی کوچیک تر بهتر)یه اسکلتی چیزی روش بکشید . حالا کم کم سعی کنید تی شرتو تنتون کنید (تو می تونی , تو می تونی , آفرین سعی  کن  ) .  آهااا حالا یقه ی تی شرتونو تا سر نافتون پارههههههه کنید و دقت کنید که شکمتون باید از زیر تی شرت بزنه بیرون  !!!    حالا یه شلوار کهنه و کوچیک و پاره پوره از تو انباریتون پیدا کنید چند جاشو بسوزونید و سوراخ کنید بعد بپوشیدش ولی لازم نیست به خودتون زحمت بدید زیاد بالا بکشیدش تا ۴ انگشت بالای رون بسه...(ای بی ادب چرا داشتی امتحان می کردی که کجا می شه ؟؟!؟!؟ )  

آفرین حالا کفشاتونو بردارید و تا می تونید با ماژیک روش حروف انگلیسی و چرت و پرت بنویسید چند جاشم پاره کنید.خیلی خوب شد ایول بپوشیدش .

هر چی انگشتر و گردنبند پیدا می کنید به خودتون آویزون کنید . چند تا عکس حشره مشره هم (مثل سوسک و خرچنگ و عنکبوت و...) رو بازوتون بکشید و چند تا پیکسل با طرح های ضایع هم به سر تا پاتون وصل کنید(می تونید از ساق هم استفاده کنید تا ضایع تر شید) . بعد یه عینک آفتابی که ۵ برابر چشماتونه رو بزنید    حالا شلوارتون یکم بکشید پایین تر دستاتونو بکنید تو جیبتون . آفرین حالا آماده ی قدم زدن تو خیابون شدید!خوش بگذره !    

راستی آدامس یادتون نره حداقل ۱۲ تا آدامس بندازید تو دهنتون و به حالت ضایع بجویدش  !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 21:43  توسط مهشید  | 

داستان مرد خوشبخت !!!

 

پادشاهی پس از اينكه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
اما هیچ  یک ندانست.

 تنها یکی از مردان دانا گفت :
که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، 
پیراهنش را بردارید
و تن شاه کنید،
شاه معالجه می شود.

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،
یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت.
یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب،
پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
سیر و پر غذا خورده ام
و می توانم دراز بکشم
و بخوابم!
چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

پسر شاه خوشحال شد
و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند
و پیش شاه بیاورند
و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

 پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،
اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که  پیراهن نداشت !!!.

 

(۱۸۷۲)
لئو تولستوی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:59  توسط مهشید  | 

انسان ها از دید دکتر علی شریعتی !!!!

 

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

ــــ عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

ــــ مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

ــــ آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

ــــ شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

   به نظر خودتون شما تو کدوم گروه از آدمها از دید دکتر هستید ؟!؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:20  توسط مهشید  | 

8/8/88 ولادت هشتمین اختر تابناک امامت

 دوازده قرن است كه نام تو  تاج افتخار ايرانيان است . و  آفتاب ولادتت هر ساله ميليون ها دل با محبت را از جاي جاي زمين به سوي تو مي كشاند ... اين فخر ابدي پايدار باد و سايه ات بر سر ما مستدام ...عيد بر عاشقان مبارك

پي نوشت : راستش وقتي فهميدم مهشيد رفته مشهد يه كمي ته دلم بهش حسوديم شد !  ( غبطه )  اما وقتي بهش اس ام اس زدم و التماس دعا گفتم و ازش  واستم  جامون نائب الزياره  باشه  يه كم آرومتر شدم  و در عوض امشب خوشحالم  كه افتخار آپديت كردن وبلاگ توي اين شب قشنگ  نصيب من شد !  مهشيد جان خوش به حالت ... سعادت داشتي خانومي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 23:12  توسط   | 

نامه بسیار جالب !!!

 
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود،با تعجب دید که تخت خواب کاملا مرتب و همه چیز جمع و جور شده.یک پاکت هم روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود "پدر".

با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کردو با دستان لرزان نامه رو خوند:

پدر عزیزم،با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم.من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم،چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو را بگیرم.

من احساسات واقعی رو با سارا پیدا کردم،او واقعا معرکه است،اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت،به خاطر تیز بینی هاش،خالکوبی هاش،لباس های تنگ،موتور سواریش و به خاطر این که سنش از من خیلی بیشتره!

اما فقط احساسات نیست پدر اون حامله است.سارا به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم.اون یک تریلی توی جنگل داره و کلی هیزم بری زمستون.ما یک رویای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.

سارا چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماری جوانا واقعا به کسی صدمه نمی زنه.

ما اون رو برای خودمون می کاریم و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن،برای تمام کوکائینیهاو اکستازی هایی که می خوان.

در ضمن دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه و سارا بهتر بشه.اون لیاقتشو داره.

نگران نباش پدر من دیگه ۱۵ سالمه و میدونم چطور از خودم مراقبت کنم.یک روز مطمئنم که برای دیدنتون بر می گردیم،اون وقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی .              

                                             با عشق پسرت، جان

پاورقی:

پدر ، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست،من بالا هستم تو خونه تامی،فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه.

هر وقت برای اومدن به خونه امن بود بهم زنگ بزن

                                                 دوستت دارم،جان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:25  توسط مهشید  | 

تولدت مبارک !!!!

 

از راه دوری

دارم برایت آرزویی

ستاره های خوشبختی

و شراب ناب و مستی

آن (خوشبختی) تا ابد و هر روز

این (شراب)‌ برای امروز

چند مصرع از شعر تئودور فونتانه:Theodor Fontane

 

روز ۲ آبان سالروز تولد دوست عزیز و شیطون و بامحبتمون یعنی جناب اقای ارشیا مهدوی مبارک !!!!!!!

 

از طرف ما دوستاتون یک سبد گل رز و یک اسمون ستاره تقدیم شما .

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 23:41  توسط مهشید  | 

حکایت بانک زمان :

 

تصور کنید حساب بانکی دارید که در آن هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واریز

می گردد و شما فقط تا آخر شب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون آخر وقت

حساب شما خود به خود خالی می شود .

در این صورت شما چه خواهید کرد ؟

البته که سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید!

هر یک از ما یک چنین حساب بانکی داریم ؛ حساب بانکی زمان!

هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه واریز و تا پایان شب به پایان می رسد .

هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.

ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده ، می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا اورده ، می داند.

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند.

ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد.

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده .

ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبار جان به در برده ، می داند.

باور کنیدهر لحظه گنج بزرگی است !

گنجتان را آسان از دست ندهید!

 

به یاد داشته باشید: زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!

 

فراموش نکنید:

                          دیروز به تاریخ پیوست.

                       فردا معما است.

                       و امروز هدیه است!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 16:17  توسط مهشید  | 

3 الف !!!

 

اطمينان :

يك روز همه روستاييان دريك روستا تصميم گرفتند كه براي آمدن باران دعاكنند،درروز موعود همه گرد آمدند.
اما تنها يك پسربچه با خود چتر به همراه آورده بود، اين يعني اطمينان!

اعتماد :

اعتماد بايد شبيه احساس كودكي باشد كه اورا به هواپرتاب مي كنيد و او مي خندد زيرا مي داند كه شما او را خواهيد گرفت.

اميد :


هرشب به رختخواب ميرويم بدون اينكه اطمينان داشته باشيم فردا زنده خواهيم بود، اما همچنان نقشه هاي زيادي براي فردا داريم.

به خدااعتماد كنيد به خود اطمينان داشته باشيد و هرگز اميدتان را از دست ندهيد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:48  توسط مهشید  | 

شیطنت !!!

***  حذف شد  ***
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:59  توسط مهشید  | 

فواید سیگار کشیدن !


همش تو اخبار و تلویزیون و مجلات و... می گن سیگار کشیدن ضرر داره و از این حرفا!

ولی هیچ کدومشون نیمه پر لیوان را نمی بینند، همش از یک زاویه به قضیه نگاه می کنند،غافل از اینکه سیگار دارای فوایدی هم هست!!!!!!  حالا من بعضی از این فواید رو برای شما توضیح میدم تا متوجه بشید : 

۱- سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی ( به امید خدا ) خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید کسب کنید.

۲-وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی میکنین. به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن، یعنی ششتون حال میاد.

۳- اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن.

۴-اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری، بیعاری، بیخوابی، بیداری، بیزاری، بیذاتی، بیماری، سیرابی، لیوانی، خیشاحی (منظور همون خوشحالیه)، نیراحی (ناراحتی) و سایر مواقع بهترین امکان و وسیله رو در اختیار دارین .

۵-اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا کنین:

 *
وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میکنین که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شیرینی میبینن.
 *
وقتی شما جزء مصرف کنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شکل مگس میبینن. در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود .

۶- اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین.

۷- وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین .

۸-اگه سیگاری بشین، وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنید.

۹- اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه.

۱۰-اگه مخفیانه سیگار بکشین میتونید با کوچه پس کوچه های اطراف خونه ، پشت بام، زیر زمین و دیگر جاهایی که تا حالا زیاد بهشون توجه نکردین بیشتر آشنا بشین.

۱۱- وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای P.K ، خروس نشان، relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین.

۱۲- هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین.

۱۳- اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحت تر میتونین زندگی کنین!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:33  توسط مهشید  | 

تو چه رنگی هستی ؟!؟؟!؟!!؟

 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد.
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيری رنگ هستيد.
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستيد.
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائی هستيد.
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستری است.
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجی هستيد.
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستيد.
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه ای هستيد.
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئی هستيد.
متولدين يكم مهر ماه زيتونی هستند.
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای داريد.
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستيد.
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستيد.
متولدين اول ديماه نيلی رنگ هستند.
بين دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بين 12 دی ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.
بين 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستيد.
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستيد.
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستيد.
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستيد.
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويی هستيد.

**************************************************

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و
بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين
همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد
همراهتان باشد
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها
باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

شيری رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد
ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت
خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد
و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي
طولاني دوستش خواهيد داشت.

نيلی
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در
انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب
مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد
دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد
پيدا كنيد.

خاكستری
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد
و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا
ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و
نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد
روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه
بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم
خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم
آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي
باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد
مورد نظرت مي مانيد.


طلائی
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم
بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد
مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان
متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

صورتی
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست
داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي.
داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز
مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ،
و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم

ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره
در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

خرمائی
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز
را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه
به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار
است فرد بهتري پيدا كنيد.

نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه
با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها
داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي
آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و
قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان
زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

ارغوانی
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان
نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند
غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد
دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را
فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.

ليموئی
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت
مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي
توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه
اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.

نقره ای
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را
بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي
آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي
ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به
كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا
پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.

سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در
زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي
تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز
توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

زيتونی
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و
دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست
است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت
نورزيد.


قهوه ای
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به
شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به
چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها
ميكنيد.

آبی
اتكا به نفس كمي داريد و خيلی ايرادی هستيد. هنرمند
هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از
دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه
از قلبتان.

سرمه ای
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه
چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد
زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان
مشكل است آنها را ببخشيد.

سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد
نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه
اين حالت شما را دوست دارند.

كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها
هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي
حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت
است و گمگشته عشق هستيد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 19:11  توسط مهشید  | 

چند نکته درگوشی !!!!

 

1ـ به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند.

2ـ وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3ـ این سه میم را از همواره دنبال کن:

-4 محبت و احترام به خود را

-5 محبت به همگان را

-6 و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای

-7 به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است.

8ـ اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز.

9ـ به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

10ـ وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفع آن خطا بردار.

11ـ بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

12ـ چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها واننه.

13ـ به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است.

14ـ شرافتمندانه بزی؛ که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی..

15ـ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

16ـ در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر.

17ـ دانش خود را با دیگران در میان گذار... این تنها راه جاودانگی است.

18ـ با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش.

19ـ سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای.

20ـ بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

21ـ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای.

22ـ در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:12  توسط مهشید  | 

و باز هم انشا !!!

موضوع انشا : گاو بودن چه فایده هایی دارد ؟!؟!


با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه

 که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و

اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

 

اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم

 

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.

من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن

 این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

 

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.

 مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته  درست میکنند.

هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.

 همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن گرفت ، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

 وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،

، طلاق و طلاق کشی و... ندارند.

گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

 شاعر در این باره میگوید:

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

 

هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.

نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.

گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .

گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.

 شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟

گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟

آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.

ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم.

خانم طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه

 همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.

ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.

تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟

 آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟

تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟

و مثلا بگوید

 از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها. 

تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و

 آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته

 شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:

 

گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

دیده اید گاو نری به خاطر به دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید : عاشقت هستم"؟!!

سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!

 دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟

گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.

دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.

آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.

رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.

هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.

 

 

هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند.

 هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.

هیچ گاوی خیانت نمیکند.

 هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی شکند

.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .

هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد  در حالی که

 گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.

 

هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی...

اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که

 انشایشان را بخوانند.

اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...

 

لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..

 

ولی...هیچ گاوی نگفت:من...بلکه گفت :ما...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 0:43  توسط مهشید  | 

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد ؟ !


اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست .

توي اسپانيا
مرد اولي توي دوئل، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن .

توي انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه اسب سواري موکول مي کنن. اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه .

توي فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه .

توي استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه .

توي قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه .

توي نروژ
معشوقه دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه .

توي آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن .

توي مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه .

توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه .

توي ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 13:39  توسط مهشید  | 

هر ايراني يک دکترا !


 


با صلام خدمت ازيزان روزنامع اعتماد.

عينجانب عوضعلي درکه ساکن منطقه سعادت آباد تهران هستم و سالهاست که براي ادامه تهصيل در آذمونهاي مختلف اعم از دولتي و آزاد و پيام نور امتهان دکترا مي دهم. بارها هم در کلاسهاي تغويتي، تزميني و تزييني شرکت مي کنم اما نتوانسته ام در دوره دکتري پضيرش بگيرم. خواستم از شما که سرتان در کار است در مورد شرايت ادامه تحصيل در خارج از کشور اطلاعاتي کصب کنم. ممنون خواهم شد اگر با چند نکته کليدي در اين رابطه من را راهنمايي کنيد.

---

پاسخ؛ عوضعلي عزيز سلام. نامه پردرد شما را خواندم. مايه بسي تعجب است در اين زمانه يي که زير هر سنگي که بلند مي کني سه نفر دکتر بلند مي شوند شما با اين همه استعداد و توانايي اين گونه در حسرت يک دکتراي ناقابل به در و ديوار مي زنيد. با اين همه چند نکته کليدي در مورد دکترا برايتان نقل مي کنم که به درد آينده تان هم بخورد.

1- قبل از هرگونه پيشنهادي به شما توصيه مي کنم يک منشي براي خود استخدام کنيد که مجبور نباشيد نامه هاي شخصي را خودتان نوشته و وقت باارزش تان را تلف کنيد. ممکن است درک برخي کلمات پيچيده در نامه هاي شما براي ديگران امکان پذير نبوده و باعث کاهش اعتماد به نفس افرادي شود که بايد هوش و حواس خود را صرف کار و تلاش و سازندگي کنند.

2-اولين نکته اين است که بدانيد مدرک دکترا بايد با تلاش و زحمت به دست بيايد و براي آن «شب بيداري» بکشيد. شاعر مي فرمايد؛ نابرده رنج گنج ميسر نمي شود/ گر گنج به دست آمد جان برادر ديگه کي کار کرد؟،

3-دومين نکته مهم اين است که واقعاً لزومي ندارد براي خدمت به جامعه حتماً مدرک دکترا داشته باشيد. اين روزها «کارشناس ارشد» بودن اقبالش از هر دکترايي بالاتر است.

4-نام رشته تحصيلي که براي ادامه تحصيل انتخاب مي کنيد نبايد زياد خفن باشد. به علت کارشکني کشورهاي استکباري در انحصاري کردن دانش، معمولاً فارغ التحصيلان اين رشته ها فقط در جاهاي خاصي درس مي خوانند و زبانم لال اگر قرار شد به هر دليلي تعداد مختصري (در حدود 20، 30 واحد) از درس تان را در همين جا بگذرانيد بعداً گندش درمي آيد.

5-سعي کنيد حتي الامکان دانشگاه تان آکسفورد، لندن، منچستر يا هاوايي نباشد. تجربه نشان داده اعتبار مدارک اين دانشگاه ها به دردسر بعدش نمي ارزد.

6- بعد از اخذ مدرک دکترا حتماً اصرار نداشته باشيد که در طول دوره تحصيل شاگرد اول، نخبه علمي يا مرد سال شده باشيد. اين نوع عناوين هم اساساً شگون ندارند.

7-کپي مدرک خود را جايي ارائه ندهيد. در طول تاريخ تايپيست هاي دانشگاه هاي معتبر دنيا به خاطر اغلاط املايي و انشايي آبروي بسياري از دانشمندان بزرگ را بر باد داده اند.

8- چنانچه به کسي گفتيد از کدام دانشگاه فارغ التحصيل شده ايد يا رزومه يي داديد، حتماً يک نسخه از آن را براي خودتان داشته باشيد يا حافظه تان را تقويت کنيد که نگوييد از دو جاي مختلف دکترا گرفته ايد. متاسفانه بسياري از مردم با سطحي نگري و عدم توجه به قابليت ها دنبال نقاط ضعف بي ارزش و اينچنيني هستند.

9- از مسوول آموزش دانشگاهي که مدرک تان را تحويل مي دهد، اطمينان حاصل کنيد و تا جايي که ممکن است سعي کنيد حتماً آدرس و شماره تلفن او را داشته باشيد.

10- براي شهريه دکترايتان چک تاريخ دار بدهيد که اگر جعلي درآمد يا روي کاغذ نامرغوب چاپ شده بود سرتان کلاه نرفته باشد.

11-اگر احساس مي کنيد ممکن است ديگران به مدرک شما حسادت کنند، تواضع و فروتني بيشتري از خود نشان داده و نگذاريد شما را در مجلسي به عنوان وزير معرفي کنند.

12-چند کلمه از زبان کشوري را که از آنجا مدرک گرفته ايد بلد باشيد و در صورت امکان بدانيد الفباي آن زبان از کدام سمت نوشته مي شود.

13- بهتر است تلفظ صحيح شهري که از آن فارغ التحصيل شده ايد و نام يکي دو مورد از درس هايي را که پاس کرده ايد بلد باشيد. البته تجربه نشان داده اين مورد ضرورت زيادي ندارد.

14- و نکته آخر اينکه حواس تان به تاريخ ها باشد. در سالي که فارغ التحصيل شده ايد بايد حتماً 18 سال تمام داشته باشيد و حداقل دو سال از تاريخ تاسيس آن دانشگاه گذشته باشد. برايتان آرزوي موفقيت مي کنيم و صميمانه اميدواريم در بيان خاطرات تان از دانشگاه مذکور زياده روي نکنيد.

منبع  روزنامه اعتماد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:50  توسط مهشید  | 

بهشت و جهنم !!!!!!

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک
مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 1:50  توسط مهشید  | 

خواندنی های با مزه !!!!!!

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود. 

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است. 

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد. 

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند. 

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است. 

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد. 

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. 

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند. 

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد. 

در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است. 

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است. 

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد. 

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگام خواب چشم هایشان را باز می گذارند. 

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست. 

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است. 

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد. 

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است. 

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند. 

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت 

- آب دریا بهترین ماسك صورت است ! 

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند ! 

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است ! 

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید ! 

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ! 

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 1:44  توسط مهشید  |